• ارسال شده در :

جهانی شدن؛ سبک جدید استعمار

«هر الگوی پیشرفتی بایستی تضمین کننده استقلال کشور باشد؛ این باید به عنوان یک شاخص به حساب بیاید. هر الگوئی از الگوهای طراحی شده برای پیشرفت که کشور را وابسته کند، ذلیل کند و دنباله رو کشورهای مقتدر و دارای قدرت سیاسی و نظامی و اقتصادی کند، مردود است؛ یعنی استقلال، یکی از الزامات حتمی مدل پیشرفت در دهه ی پیشرفت و توسعه است. پیشرفت ظاهری – با وابسته شدن در سیاست، اقتصاد و... – پیشرفت محسوب نمی شود»1 رهبر معظم انقلاب (ره)
جهانی شدن یا همان جهانی سازی مقوله ای است که در دو دهه ی اخیر مورد توجه کشورهای در حال توسعه قرار گرفته است. پیروی از یک سیستم معین اقتصادی که سبب یکپارچه سازی و وحدت بین اقتصاد کشورها خواهد شد.
آن طور که از نام جهانی شدن استنباط می شود به دنبال حذف هرگونه مرزی بین کشورهای جهان است که در حوزه ی اقتصاد مستلزم حذف موانع برای تجارت بین کشورها می باشد؛ اما این مبحث که نظریه ی جهانی شدن چه خواستگاهی داشته و در حال حاضر چقدر به رفاه جوامع یاری رسانده، کارشناسان اقتصاد جهانی را به تحلیل واداشته است.
همانطور که گفته شد در عرصه ی اقتصاد، جهانی شدن به معنای ادغام کامل بازارهای جهان و استفاده از بازارهای کار و سرمایه در اقصی نقاط جهان است. در این مفهوم، فعال تر شدن شرکت های چندملیتی، جستجوی بازار جدید، بهره گیری از کارگاه های تولیدی و کارگران ارزان و نیز استفاده ی بهینه از مزیت نسبی2، ملاک های اصلی به شمار می روند. همچنین در بررسی چگونگی روند جهانی شدن، تجارت آزاد به عنوان شیرازه ی این نظریه خودنمایی می کند.
بر اساس تجارت آزاد کشورها می توانند کالاهایی را صادر کنند که در آن مزیت نسبی دارند و در عوض فقط کالاهایی را وارد کنند که در آن با عدم مزیت نسبی مواجهند؛ اما در خصوص این که اگر دو کشور مزیت نسبی مشابهی داشته باشند چه باید کرد تصمیم گیرنده سازمان تجارت جهانی است.
سازمان تجارت جهانی یک نهاد بین المللی است که روابط تجاری بین کشورهای عضو را تنظیم و بر نحوه ی اجرای آن نظارت دارد. کشورهایی که مایلند در اقتصاد جهانی مشارکت کنند باید موافقت این سازمان را کسب کنند و با ایجاد شرایط مورد نظر این سازمان، اقتصاد خود را آماده ی ادغام نمایند.
از مفهوم ((Globalization دو گونه برداشت و استفاده شده است. جهانی شدن و جهانی سازی.
الف: جهانی شدن فرآیندی طبیعی است که در اثر توسعه ی فناوری اطلاعات الکترونیک، موجب فشردگی و تراکم جهان و تقویت خود آگاهی جمعی در میان انسان ها می شود. بر این اساس جهانی شدن امری برآمده از تاریخ، ریشه دار و فراگردی گسترده و همه جانبه در عرصه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است که مرزهای ملی را درنوردیده و به عنوان واقعیتی در حال تکوین و تکامل است. از این دیدگاه روند جهانی شدن سیر خود را طی می کند و ارزش های خود را به همه جوامع عرضه می کند و لذا از این منظر جهانی شدن یک پروژه تحمیلی نیست؛ بلکه روندی خودجوش و مطابق با مقتضیات زمانه است ولی جهان غرب از آن رو که ارزش هایش اقبال عام در جهان یافته است و نیز پشتوانه ابزارهای نیرومندی که هم اکنون در اختیار دارد، بهتر از دیگران می تواند از فرصت های ایجادشده بهره گیری کند و در خلال این روند نقش راهبردی و اساسی را به خود اختصاص دهد.
ب: جهانی سازی (جهانی کردن) به عنوان یک پروژه ی تحمیلی است. جهانی سازی واپسین مرحله امپریالیسم است که با فروپاشی شوروی و به گل نشستن اقتصادهای کینزی غالب شده است. وقتی (Globalization) جهانی شدن، معنی می شود نقش شرکت های چند ملیتی و دولت های غربی به خصوص آمریکا و انگلیس در این فرآیند پنهان نگه داشته می شود. از این منظر جهانی شدن یک طرح مهندسی اجتماعی در سطح کلان سیستمی است که ایدئولوژی غربی را تحمیل می کند و با تکیه بر بنیادهای نئولیبرالیستی و سرمایه داری در صدد فراگیر کردن شیوه ی زندگی آمریکایی و غربی کردن انسان ها و ترویج فرهنگ مصرف و اصالت سرمایه است. پیروان این نگرش، جهانی شدن را مقوله ای ارادی و در کنترل عده ای خاص می دانند و به زعم آنان این اراده در حال حاضر در اختیار جهان سرمایه داری است.3
در این که (Globalization) برای کشورها، مفید است یا مضر؛ باید به میزان استقلال جوامع در انتخاب مصالحشان پرداخت. جهانی شدن در شکل صحیح خود رسیدن به یک سطح از پیشرفت عمومی است که می تواند همه ی حوزه های علمی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را شامل شود و در واقع الگویی باشد برای نیل جوامع به سعادت؛ اما این تنها زمانی میسر می شود که فارغ از نظام ارباب و رعیت به آن پرداخته شود. اگر قرار باشد همیشه تعدادی از کشورهای صنعتی بر سازمان تجارت جهانی حکمرانی کنند و به جای ارائه ی تجربیات مفید خود به کشورهای عضو، برده داری کنند آن وقت است که جهانی شدن جز سیاستی برای استعمار کشورهای در حال توسعه نیست.
آنطور که از نظر رهبر معظم انقلاب بر می آید جهانی شدن معاصر، همان برده داری نوین است. ایشان در این باره می فرمایند: «جهانی شدن، گفتمان واقع بینی، گفتمان پیوستن به نظم جهانی؛ یعنی سیاهی لشگر آمریکا شدن! این جهانی شدن، اسمش جهانی شدن است؛ اما باطنش آمریکایی شدن است».4
فارغ از سیاست های اعمالی بر کشورهای در حال توسعه توسط سازمان اقتصاد جهانی، یک معضل جدی وجود دارد که سال هاست با یکه تازی خود، جنگ نرمی همه جانبه برای کسب قدرت ایجاد کرده است؛ ایجاد تقاضا به وسیله ی تغییر سلایق.
کشورهای صاحب قدرت با تغییر فرهنگ ها و به تبع آن تغییر سلایق ملت ها در ریل جهانی سازی، برای کالاهای خود تقاضا ایجاد می کنند. در باب ایجاد تقاضا، مثال های متعددی وجود دارد؛ از جمله صنعت فیلم های پورن، بازی های یارانه ای خشن، صنعت لوازم آرایشی و... که ساخته ی کشورهای در رأس سازمان تجارت جهانی است. به نعمت جهانی سازی و تبادلات آزاد، این کالاها و فرهنگ استفاده از آن ها به سایر کشورهای جهان صادر می شود و به دنبال آن با ایجاد تقاضا، سبب بازارسازی این برده داران مدرن خواهد شد. علت و معلول نامبارک جهانی شدن در واقع همان حاکمیت فرهنگ خودساخته ی قدرت های غربی بر جهان و اقتصاد بی رقیب آنان است که البته با فرهنگ مردم همان کشورها، همخوانی چندانی ندارد.
حضرت آقا در این باره می فرمایند: «جهانی شدن یعنی زیر بار فرهنگی که چند قدرت بزرگ توانسته اند بر اقتصاد دنیا، بر سیاست دنیا، بر امنیت دنیا تحمیل بکنند رفتن؛ زیر بار این سیاست رفتن معنایش وابستگی است؛ فرقی نمی کند».5
از این رو، امنیت اقتصادی و فرهنگی ملت ها در گرو مسلط شدن بر سیاست سازمان تجارت جهانی است. به نظر می رسد برای اعتماد به این الگو، باید دید که کشورها بعد از عضویت در این سازمان چه برآیندی از پیشرفت همه جانبه ی خود ارائه خواهند داد.


1.    (27/02/1388)
2.    مزیت نسبی؛ نظریه ی ریکاردو در خصوص سیاست تجاری که معتقد است هر کشور باید کالایی را صادر کند که شرایط تولید آن کالا، برای کشور آسان تر از سایر کشور هاست؛ ظرایطی نظیر تکنولوژی، منابع اولیه و ...
3.    مقاله ی جهانی شدن و پیامدهای آن بر اقتصاد ایران، علی اسدی
4.    (15/11/1381)
5.    (28/07/1395)
 

اشتراک گذاری در :