هنر دینی هنر مدرن

گفتاری پیرامون ماهیت هنر و رسانه

تعداد صفحات: 77

سال انتشار: 1395

در اینکه عصر جدید، مشخصاً با غایات دینی شکل نگرفته است تردیدی نیست و همانطور که می دانیم دنیای جدید بر مبنای دیگری تطور یافته است که در آن انسان جدیدی ظهور کرده است. انسانی که در تقابل میان عقل ناسوتی و دل، جسم و روح، ماده و معنا و خود و خدا، جانب عقل ناسوتی، ماده، جسم، زمین و خود را گرفته است و این توجه مستلزم انصراف وجه از روح و معنا و آسمان و خداست. این کار او را به پرستش انسان و در نهایت به انکار دین و دینداری کشانده است که نتیجه اش چیزی جز سقوط در ورطه ی سرگشتگی نیست.

غرب یک واقعیت است، واقعیتی که وجود دارد و با اندیشه دکارتی شروع گردیده است که با نگاهی سوداگرانه و ریاضی وار به عالم نظر می کند و همین تحلیل ریاضی و هندسی عالم است که قدرت تصرف در آن را به او بخشیده است. بشر جدید با تکیه بر اندیشه ی مالکانه دکارتی و سلطه جویانه ی فرانسیس بیکن، دنیای مدرن را رقم زده است و اگر پای در راه علوم تجربی صِرف نمی گذاشت، تمدن جدید نیز بوجود نمی آمد.

از سوی دیگر باید به انقلاب اسلامی بنگریم که با اندیشه ی دیگری ظهور یافته است و با دنیای جدید؛ دنیای بعد از رنسانس، نسبتی ایجابی ندارد. این انقلاب از تفکری سرچشمه گرفته است که نه بر راسیونالیسم بلکه بر وحی مبتنی است و به لحاظ تاریخی نه از تمدن یونان و روم بلکه از حکومت مدینه در آغاز هجرت پیامبر خدا الهام گرفته است. انقلاب اسلامی اصولاً بیرون از عالم فرهنگی دنیای جدید وقوع یافته است و فارغ از معیارها، ارزش ها و مفاهیم و اصول دنیای جدید پدید آمده است. دنیای جدید دنیایی است که همه چیزش ملهم از بشر خودبنیاد و اندیشه اومانیستی است، اندیشه ای که در آن انسان اصل قرار می گیرد و تمام حقیقت را تشکیل می دهد و انسان مدرن در پی پرده برداری از این اصل و حقیقت است. آن اصل و حقیقت چیزی جز نفسانیت و عنانیت انسان مدرن نیست.

در این میان هنر هم یکی از ساحات و عرصه های ظهور انسان خودبنیاد است؛ عرصه ای که متعلق روایتش تفاوت کرده است. هنر مدرن ماهیتاً هبوطی و نزولی است و با توجه تاریخ بشر به دنیا پدید آمده است. هنری که تا پیش از آن راوی عالم ملکوت بود و در حال حاضر و در عصر مدرن از نفسانیت انسان پرده برداری می کند و روایتگر صحنه ی دیگری است. هنر مدرن چیزی جز صحنه روایتگری اقوال نفسانی هنرمند نمی باشد و هنر به مثابه عرصه ای برای تنزل مفاهیم قدسی است.

باید بگوییم که هنر از حیث محتوا نوعی معرفت است و از این قرار، عین حکمت و عرفان می باشد. حقیقت هنر، نوعی معرفت است که در عین حضور و شهود برای هنرمند مکشوف می گردد و این، کشف تجلی واحدی است که از یک سوی در محتوا و از سوی دیگر در قالب هنر ظاهر می شود. ما بر این عقیده استواریم که هنر به معنای حقیقی خویش، جز در آینه ی مصفای روح مؤمن تجلی نخواهد یافت و جز هنر متعهد به اسلام، هرچه هست، نه تنها هنر نیست، بلکه عین بی هنری است.

هنر کشف و شهود است و هنرمند اصل شهود و حضور است و اینچنین است که هنر، متکی بر الهام و هنرمند ((ملهم از غیب)) است؛ اگرچه الهاماتی که به او می رسد با مراتب روحی او کاملاً متناسب است. کار هنرمند حقیقی، تمثل و تجسد بخشیدن به حقایق قدسی است؛ حقایق متعالی عین "تقدس و زیباییهستند و اگر هنرمند آیینه وجود خویش را صیقل دهد، این انوار قدسیه از طریق او در این عالم تجلی می یابند، آنسان که گویی این تلألؤ، ذاتی خود اوست. هنر خواه ناخواه عین تعهد است و از این لحاظ، هرگز از حکمت و تفکر و اخلاق و دین و سیاست انفکاک و انتزاع نمی پذیرد.

ان شاء الله بواسطه ی گفتارهایی که توسط اساتید محترم در این کتاب بیان گردیده است ابعاد بیشتری از این مطلب روشن می گردد.

گفتاری از: وحید یامین پور و محمد رجبی دوانی

قیمت قبلی: 30,000 تومان
قیمت: 25,000 تومان تخفیف : 5,000